مرتضى راوندى

379

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مصاديق هريك را شرح مىدهد . . . « 1 » « . . . سهروردى تمايل زيادى به مذهب زردشتى داشته و منتهاى سعى خود را در اين فكر به كار برده كه مذهب زرتشت را با استدلال فلسفى بيان كند و اينكه موجودات را به نور و ظلمت تقسيم كرده همان فكر اهريمن و يزدان است كه از ديرباز در سر پدران ما بوده است . . . » « 2 » نحلهء اصحاب نور يا فكر عده‌يى از متفكران و ارباب تصوف برآن بودند كه « ذات حقيقت » نور يا فكر است و بايد با اشراق يا تفكر ، بدان راه برد . اصحاب نور بر خلاف اصحاب جمال ، آيين نور افلاطونى را از دست ننهادند ، بلكه با دگرگون كردن آن ، راه چند نظام صوفيانه را گشودند ، از لحاظ فلسفى ، دو نظام بزرگ در آغوش اين نحله پرورش يافت . يكى از اين دو ، نظامى ايرانى بود و ديگرى سخت از مسيحيت مايه گرفته بود . نحلهء اصحاب نور : بر اثر پيوند الهيّات اسلامى با روشهاى جدلى يونانيان ، روح انتقاد در عرصهء تفكر اسلامى ظاهر شد ، نخستين جلوهء اين روح انتقاد را ، در افكار ابو الحسن اشعرى ، و كاملترين نمودار آن را در آثار ابو حامد محمد غزالى مىيابيم . در ميان خردگرايان اعتزالى هم ، مردان نكته‌سنجى چون ابو اسحق نظّام ، سر برآوردند و به جاى پيروى از فلسفه يونانى ، با ديدى انتقادى بدان نگريستند . روش مدافعان دين مدافعان دين و از آن جمله غزالى ، و فخر الدين رازى و ابو البركات بغدادى و ابو الحسن على آمدى ، تمام اركان فلسفه يونانى را مورد حمله قرار دادند و ابو سعيد حسن سيرافى و قاضى عبد الجبار و ابو المعالى عبد الملك جوينى و ابو القاسم كعبى بلخى و مخصوصا تقى الدين ابو العباس احمد تيميه ، بر اثر انگيزه‌هاى دينى در باز نمودن ضعف منطق يونانى كوشيدند . جمعى از دانشوران صوفى نيز به صف ناقدان فلسفهء يونانى پيوستند ، چنان كه ابو حفص عمر سهروردى در كتابى به نام « رسف النصايح الايمانيه و كشف الفضايح اليونانيه » ، درصدد اثبات نارسايى عقل محض برآمد . همچنين بر اثر واكنش اشاعره در برابر معتزله ، نه‌تنها مفاهيم فلسفى

--> ( 1 ) . افكار سهروردى ، از ص 13 به بعد . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 19 .